محمد تقي جعفري

56

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اميد بخش نتايجى دارد كه ما برخى از آنها را بعنوان نمونه متذكر مىشويم : 1 - ريشه كن شدن يأس و نوميدى كه گلوى هر انسان هشيار و خردمندى را به سختى مىفشارد . اگر ما سخنان يأس آور و بد بينانهء هشياران بشرى را كه در سر تا سر تاريخ ابراز شده است جمع آورى كنيم ، شايد از چند مجلد متجاوز شود . دقت كنيد : آن قدر بار كدورت به دلم آمده جمع كه اگر پايم از اين پيچ و خم آيد بيرون لنگ لنگان در دروازهء هستى گيرم نگذارم كه كسى از عدم آيد بيرون منسوب به مسيح كاشانى بر صفحهء هستى چو قلم مىگذريم حرف غم خود كرده رقم مىگذريم زين بحر پرآشوب كه بىپايانست پيوسته چو موج از پى هم مىگذريم فكرى خراسانى دل بستهء روزگار پر زرق شدن يا شيفتهء بقاء چون برق شدن چون مردم اندك آشنا در گرداب دستى زدنست و عاقبت غرق شدن اشرف سمرقندى جهان چيست ماتم سرائى در او نشسته دو سه ماتمى روبرو جگر پاره اى چند بر خون او جگر خواره اى چند مهمان او قادرى هندى روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گر نه اين روز دراز دهر را فرداستى ناصر خسرو قباديانى دنيا چو حباب است و ليكن چه حباب نه بر سر آب بلكه بر روى سراب